۱. Out of the blue — ناگهانی و غیرمنتظره
“She called me out of the blue after five years.”
(او بعد از پنج سال ناگهانی به من زنگ زد.)
۲. Green with envy — بسیار حسود
“When she saw his new car, she was green with envy.”
(وقتی ماشین جدیدش را دید، از حسادت داشت منفجر میشد.)
۳. Caught red-handed — دستگیر شدن در حین ارتکاب جرم
“The thief was caught red-handed while stealing the jewelry.”
(دزد هنگام دزدیدن جواهرات دستگیر شد.)
۴. Once in a blue moon — خیلی بهندرت
“He visits his hometown once in a blue moon.”
(او خیلی بهندرت به زادگاهش سر میزند.)
۵. White lie — دروغ مصلحتی
“I told a white lie to avoid hurting his feelings.”
(یک دروغ مصلحتی گفتم تا احساساتش را جریحهدار نکنم.)
۶. Black sheep — فرد متفاوت و معمولاً بدنام در گروه
“He’s the black sheep of the family because he never follows the rules.”
(او گوسفند سیاه خانواده است، چون هیچوقت از قوانین پیروی نمیکند.)
۷. See red — از شدت عصبانیت از کوره در رفتن
“When he saw the damage to his car, he saw red.”
(وقتی خسارت ماشینش را دید، از شدت عصبانیت از کوره در رفت.)
۸. Tickled pink — خیلی خوشحال یا هیجانزده بودن
“She was tickled pink with her birthday gift.”
(او از هدیه تولدش حسابی خوشحال شد.)
۹. Golden opportunity — فرصت طلایی
“This job offer is a golden opportunity for your career.”
(این پیشنهاد شغلی یک فرصت طلایی برای پیشرفت کاری تو است.)
۱۰. Grey area — موقعیت یا موضوع مبهم
“The rules about working from home are still a grey area.”
(قوانین مربوط به کار از خانه هنوز مبهم هستند.)