معانی مختلف کلمات
کلمات، عبارات و توضیحات میتونن تو متنهای مختلف معنیهای متفاوتی داشته باشند مطالعهای که در این زمینه انجامشده بنام سمنتیک (semantic) میباشد. در این مطالعه چهار ویژگی از معانی کلمات مثل لغوی (denotative)، مجازی (figurative)، تشبیهی یا استعارهای (metaphorical) و دلالتکننده (connotative) گفتهشده که در پایین توضیح میدم.
معنی صریح واژه (Denotation)= معنی از کلمه که در دیکشنری پیدا میکنیم که معنی لفظی و مستقیم است و بهعنوان معنای لغوی کلمه شناخته میشود. به کلمات زیر توجه کنید که با معانی لغوی خود نوشتهشدهاند.
Bat: (noun) a small mammal with wings that sleeps during the day
خفاش: پستانداری کوچک و بالدار که در طول روز میخوابد.
Snake: (noun) a long, scaly reptile without legs that sometimes carries venom
مار: خزندهای طویل و پولکدار بدون پا که در بعضی مواقع زهر دارد.
Slim: (adj) slender or thin
باریکاندام: لاغر یا نازک
معنای مجازی (Figurative)= وقتی کلمات بطور کنایهآمیز برای ظاهر جمله استفاده میشوند. به جملات زیر توجه کنید:
I told you a million times to stop doing that! (to tell many times)
برای میلیونها بار بهت گفتم اون کارو انجام نده. (خیلی زیاد گفتن یا تذکر دادن)
I’m so hungry I could eat a cow. (to be very hungry)
خیلی گرسنمه الآن میتونم یه گاو بخورم. (خیلی گرسنه بودن)
That cost me an arm and a leg! (to be very expensive)
اون واسه من بهاندازهی یک دستوپا ارزش داره. (خیلی گرونه)
He was as brave as a lion. (to be very brave)
اون مثل شیر شجاع بود. (خیلی شجاع بودن)
Sitting through that class was like watching paint dry. (class was very boring and slow)
نشستن تو اون کلاس مثل تماشا کردن یک نقاشی خشک و بیروحه.
کلمات با معنیهای چندگانه
چند بار تا حالا دیکشنریو باز کردید و فهمیدید که این کلمه فقط یک معنی نداره؟ واضحا هیچوقت، درسته؟ تقریباً تمام کلمات در زبان انگلیسی معنیهای زیادی دارند و حتی ممکنه در جملات مختلف عملکردهای متفاوتی داشته باشند.
برای مثال:
Rose
It’s time to prune the rose bush. (adjective)
وقتشه بوتهی رزو هرس کنم.
I gave the dancer a rose. (noun)
من به اون رقاص گل رز دادم.
I rose from the bench and walked home. (verb)
از نیمکت بلند شدم و تا خونه راه رفتم.
Part
I like to part my hair neatly. (verb)
من میخوام موهامو مرتب کوتاه کنم.
She only read one part of the book. (noun)
اون فقط یک قسمت از کتابو خوند.
My mom is Kenyan, so I am part Kenyan. (adjective)
مادرم اهل کنیاست پس من هم نیمه کنیایی هستم.
کلماتی که معانی زیادی دارند تقریباً به دو گروه طبقهبندی میشن:
واژههای همآوا (Homonyms): کلماتی که حروف و تلفظ مشابهی دارند اما معنی آنها متفاوت است.
واژههای همسان نوشت (Homographs): کلماتی که حروف مشابه دارند اما تلفظ و معنی آنها متفاوت است.
به لیست کلمات همآوا و همسان نوشت زیر توجه کنید.
Homonyms
همآوا
Crane:
Cranes are beautiful birds. (noun – bird)
درناها پرندههای زیبایی هستند.
The crane was used to lift the steel bars to the top of the building. (noun – machine)
جرثقیل برای بلند کردن میلههای استیل به بالای ساختمان استفاده میشد.
She had to crane her neck to see the movie. (verb – stretch out)
او باید گردنش را دراز میکرد تا فیلم ببیند.
Date:
Dried dates are one of the most delicious snacks. (noun – fruit)
خرما خشک از خوراکیهای خوشمزه است.
Diego went out on a date last Saturday. (noun – social appointment)
دیگو یکشنبهی قبلی به یک قرار رفت.
What date is Thanksgiving this year? (noun – day of the month)
روز شکرگزاری امسال در چه تاریخی است؟
Engaged:
My brother got engaged to his girlfriend this weekend. (adjective – agree to marry)
برادرم در آخر هفته با دوستدخترش نامزد کرد.
The teacher chose very engaging topics to keep the students interested. (adjective – appealing)
معلم موضوعات بسیار جذابی را برای علاقهمند نگهداشتن دانش آموزان انتخاب کرد.
Leaves:
The leaves change colors in autumn. (noun – from trees)
برگها در پاییز تغییر رنگ میدهند.
My dad eats cereal every day before he leaves for work. (verb – present)
پدرم هرروز قبل رفتن به سرکار سریل (غذایی از غلات که با شیر میخورند.) میخورد.
Point:
The knife has a sharp point. (noun – tip of an object)
چاقو نوک تیزی دارد.
Can you point to the person you saw stealing? (verb – hand gesture)
می تونی به آدمی که دیدی داره دزدی میکنه اشارهکنی؟
Right:
You were right about the weather; it’s been pouring rain all day. (adjective – correct)
تو دربارهی هوای امروز حق داشتی، کل روز بارون شدیدی میبارید.
Take a right at the next traffic light. (adjective – direction)
کنار چراغ راهنمایی رانندگی بپیچ به راست.
Homographs
همسان نوشت
Read:
I read books before I go to sleep. (present tense)
من قبل خواب کتاب میخونم.
He read a book last night before he went to sleep. (past tense)
اون دیشب قبل از اینکه بره بخوابه کتاب خوند.
Minute:
Our problems seem minute compared to those who face war and uncertainty on a daily basis. (adjective – small)
مشکلات ما در مقایسه باکسانی که هرروز با جنگ و بلاتکلیفی روبرو هستند، بسیار جزئی به نظر میرسند.
Stir for a minute and then turn the heat down on the stove. (noun – ۶۰ seconds)
یک دقیقه هم بزنید و سپس حرارت گازو کم کنید.
Learned:
We learned how to use the present perfect continuous in class last week. (verb – past)
ما هفتهی گذشته یاد گرفتیم چطوری از حال کامل استمراری استفاده کنیم.
My teacher is a very learned individual who went to Oxford. (adjective – educated)
معلم من فردی بسیار دانشمند است که به آکسفورد رفته است.
Does:
He does his homework in the morning before school starts. (verb – present)
او تکالیفش را صبح قبل شروع مدرسه انجام میدهد.
The hunters were chasing does in the forest. (noun – female deer)
شکارچیها آهوی ماده را در جنگل دنبال میکردند.
Wind:
The wind blew all the chairs over in the backyard. (noun – moving air)
باد تمام صندلیهای حیاط پشتی را به باد داد.
Make sure you wind up the clock after you put the turkey in the oven. (verb – present)
یادت باشه وقتیکه بوغلمونو تو فر گذاشته ساعت کوک کنی.
استعارهها (Connotations)
استعاره احساسات، تداعی معانی و افکاری هستند که پشت ادبیات یا معانی اولیهی یک کلمه پنهانشدهاند. اینها اصولاً بر اساس فرهنگهای مختلف هستند. استعارهها میتوانند منفی، مثبت یا خنثی باشند. برای مثال:
Childish: The way he acted at dinner was childish and silly.
Woman: I know that woman over by the bar.
Stunning: The dress that she wore to the dinner party was stunning.
در مثال اول: childish یک معنای نهفتهی منفی داره که نشون میده شخص گفتهشده رفتار نامناسب و نابالغی انجام داده. گفتن اینکه یک فرد بالغ رفتار childishly داره، تعریف نیست بلکه به این اشاره داره که شخص رفتاری نابالغ و بیمسئولیت و بیفکر داشته؛ اما در عوض ” childlike” معنیِ خوبی داره و یک استعارهی مثبته.
در مثال دوم woman یک استعارهی خنثی است و به هیچچیز غیر از مؤنث بودن اون شخص اشاره نمیکنه. این کلمه هیچ ربطی به باهوش بودن یا نبودن یا حتی مهربون بودن و نبودنش نداره. درواقع، معانی خنثی بهتر است تصور شود که معنای ساده هستند و معنایی پنهانی ندارند.
در آخرین مثال، stunning معنای مثبتی داره و اشاره میکنه که لباس زیبا و جذاب است که فقط میشه ازش بهعنوان تعریف برداشت کرد.
در این قسمت چندین کلمه با استعارههای مختلف داریم:
Cheap – (negative) a person who does not like to spend money.
Thrifty – (positive) a person who is careful with money.
Young – (neutral) a person who is of a young age.
Youthful – (positive) a person who may not be young, but has all the good qualities of youth.
Childish – (negative) a person who behaves like a child in a negative way.
Thin – (neutral) a body size that is the opposite of fat.
Slim – (positive) a body size which is thin and also healthy and elegant.
Skinny – (negative) a body size which is so thin as to appear unhealthy.
Inactive – (neutral) doing nothing.
Laid-back – (positive) to have a relaxed attitude.
Lazy – (negative) avoiding work and effort
لغات مترادف نما (False Friends)
لغاتی هستند که در شبیه هم هستند اما در زبانهای متفاوت معانی مختلفی دارند:
ریشهی مشابهی دارند اما در طول زمان تغییراتی داشته اند:
actuel (French for “current“) – actual (English for “true“)
اونایی که ظاهرا شبیه همن اما از لحاظ معنی کلا باهم فرق دارند:
pain (French for “bread“) – pain (English for “physical suffering“)
ریشهی مشابه اما معانی کاملا متفاوت:
porc (French for “pig” and “pig meat”) – pork (English for only “pig meat”)
چند تا نمونه دیگه:
asistir (Spanish for “to attend/be present“) – assist (English for “to help“)
avertissement (French for “warning/caution“) – advertisement (English for “public announcement“)
harmonikka (Finnish for “accordion“) – harmonica (English for “harmonica“)
❤❤❤