حرف اضافه
حروف اضافه میتونه برای زبانآموزا سخت باشه. اما چرا؟ چون درستوحسابی واسه آدم توضیح نمیدن که کجا باید از اینا استفاده بشه و البته که این حروف اضافه انواع و اقسام مختلفی هستند.
متأسفانه تنها راه یادگیری حروف اضافه پیدا کردنشون تو دیکشنری، خوندنشون و حفظ کردن پرکاربردتریناشون هست. اما اولازهمه باید بشناسیدشون و بدونید که چطور استفاده میشن.
حروف اضافه برای وصل کردن اسامی، ضمایر و عبارتها در جمله است تا نشون بدن که رابطهای بین آنها در یکزمان، مکان یا در قسمتی از ایده یا فرایند وجود دارد. سه نوع اصلی از حروف اضافه وجود دارند:
🔹حرفاضافهی مکان(preposition of place)
🔹حرفاضافهی زمان (preposition of time)
🔹حرفاضافهی جابهجایی (preposition of movement)
⚪حرفاضافهی مکان (Prepositions of Place)
on -بیان مکان روی یک سطح:
On the table
روی میز
On the rug
روی فرش
On the floor
روی زمین
at -بیان مکان در یک نقطهی فیزیکی:
At the end of the lane
در انتهای کوچه
At the door
دم در
At the corner
در گوشه
across -بیان یک وضعیت یا جهت:
Across the table
آنسوی میز
Across the room
در سراسر اتاق
over -به سمت بالا یا بیشترین مقدار اشاره دارد:
Over the stove
بالای اجاقگاز
Over the patio
بالای ایوان
in -به داخل چیزی اشاره میکند:
In the room
داخل اتاق
In my pocket
داخل جیبم
In the building
داخل ساختمان
حرفاضافهی مضاعف (double preposition): دوتا حرفاضافه کنار هم میان و یک حرفاضافه میسازند. مثل:
Into- Within- Upon- Onto
مثالها:
“The bottle of wine is on the table.”
یک بطری مشروب روی میز است.(عالی- خیلی ممنون!)
“We bought this TV at the electronics store.”
این تلویزیون و از مغازهی الکترونیکی خریدیم.
“At the restaurant, I sat across the table from my friend.”
تو رستوران من اون طرف میز از دوستم نشستم.
“We are lucky to have a roof over our heads.”
ما خیلی خوششانسیم که سقفی بالاسرمونه.
“I think your beach towel is still in the suitcase.”
فکر کنم حولهات همچنان توی چمدون باشه.
“My little sister came into my room and jumped onto the bed while I was sleeping.”
وقتی خواب بودم خواهرم داخل اتاقم اومد و توی تختم پرید.
“As you can read within the details of the story, the theme was based upon two moral principles.”
وقتی جزییات درون داستان و میخونی متوجه میشی که موضوع بر اساس دو اصل اخلاقی بود.
⚪حرفاضافهی زمان (Prepositions of Time)
on -برای روزها و تاریخ:
On Wednesday
در چهارشنبه
On the 10th of January
در روز دهم ماه ژانویه
On Christmas
در کریسمس
at -به ساعت خاصی اشاره داره:
At 3:30 in the afternoon
ساعت ۳ونیم بعدازظهر
At noon
در ظهر
in -به یک مدتزمان طولانی اشاره داره:
In the morning
در صبح
In twenty minutes
تو بیست دقیقه
until -اشاره به اینکه یک فعالیت تا یکزمان خاصی ادامه داره:
Until tomorrow
تا صبح
Until noon
تا ظهر
during -اشاره به اینکه یک فعالیت هماهنگ با یک دورهی زمانی پیش میره:
During the winter
طی زمستان
During the meeting
طی ملاقات
for –به مدتزمان یک فعالیت اشاره می کنه:
For 2 hours
برای ۲ ساعت
For a decade
برای یک دهه
from – to –به شروع و پایان یک دورهی زمان اشاره داره:
From Monday to Friday
از یکشنبه تا جمعه
From 2001 to 2007
از ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷
مثال:
“At five o’clock, we will have been working fourteen hours.”
ساعت پنجه، چهارده ساعت کار خواهیمکرد.
“He did his homework during the show.”
اون تکلیفشو طی برنامه انجام داد.
“They have baseball practice from three to four every day.”
آنها باید هرروز از ساعت ۳ تا۵ بیسبال تمرین کنند.
“On Tuesdays, I go golfing with my friends.”
روز دوشنبه با دوستام میرم گلف بازی کنم.
⚪حرفاضافهی جابهجایی (Prepositions of Movement)
to -سیر حرکت به یک مکان و نشون میده(place, event, person, position, etc):
“I went to the bank.”
به بانک رفتم.
towards -این حرکت و جابهجایی به یک مکان خاص و بیشتر و واضحتر نشون میده:
“He was walking menacingly towards”
او داشت تهدیدکنان به سمت جلو حرکت میکرد.
through –اشاره به جابهجایی در یک محدودهی مشخص:
“The subway went through the tunnel.”
مترو به درون تونل رفت.
into -اشاره به جابهجایی از بیرون به درون چیزی یا جابهجایی که باعث آسیب بشه:
“I got into my car and left.”
وارد ماشینم شدم و رفتم.
“The car bumped into the back of the car in front of it.”
این ماشین به پشت ماشین جلویی کوبید.
across -اشاره به جابهجایی از یکسوی چیزی به سمت دیگر یا پهن شدن چیزی روی سطح:
“He swam across the river.”
او به آنسوی رود شنا کرد.
“The stars stretch across the night sky as far as I can see.”
تا جایی که من میبینم ستارهها سرتاسرآسمون وجود دارند.
over -وقتی یکچیزی به بالای چیزی دیگه منتقل میشه:
“The dog jumped over the couch.”
سگ پرید بالای نیمکت.
“We couldn’t sleep because the sound of the plane flying over the house was very loud.”
ما نتونستیم بخوابیم چون صدای هواپیمایی که بالای خونمون پرواز میکرد بلند بود.
along -به یک جابهجایی مستقیم و طولی اشاره می کنه:
“We drove along the coast all the way to the South.”
ما کل راه و از تو ساحل به سمت جنوب رانندگی کردیم.
on -برای اشاره به حرکت در یک سطح:
“I sprinkled some salt on the steak.”
روی استیک کمی نمک پاشیدم
“The rain falling on the roof kept me from sleeping.”
بارونی که روی سقف میبارید نزاشت من بخوابم.
در ادامهی این دستهبندی اصلی، حروف اضافهی دیگهای هم وجود داره:
Compound Prepositions -حروف اضافهی ترکیبی- دو تا حرفاضافه:
out of
in front of
next to
on top of
برای مثال:
“The soccer game was held in front of a huge crowd.”
بازی فوتبال در مقابل این همه جمعیت متوقف شد.
“A bird landed on top of a stack of books.”
یک پرنده بالای قفسهی کتابها فرود آمد.
“I can’t get that song out of my head.”
نمیتونم اون آهنگ و از ذهنم بیرون کنم.