Warning: Trying to access array offset on false in /home3/widzuzhg/public_html/wp-content/plugins/elementor/includes/base/widget-base.php on line 224

Warning: Undefined array key -1 in /home3/widzuzhg/public_html/wp-content/plugins/elementor/includes/base/controls-stack.php on line 696

Warning: Trying to access array offset on false in /home3/widzuzhg/public_html/wp-content/plugins/elementor/includes/base/widget-base.php on line 224

Warning: Undefined array key -1 in /home3/widzuzhg/public_html/wp-content/plugins/elementor/includes/base/controls-stack.php on line 696

ariyanmehracademy.ir

منو

نوشته شده توسط مسعود آریان مهر

stative verbs

افعال توصیفی یا حالتی

🌿افعال پویا افعالی هستند که انجام عمل یا اتفاقی را بیان می‌کنند مثل:

Dynamic verbs: Play, take, cry, run, etc.

🌿افعال مدال، افعالی برای بیان معانی فرضی، امکان، توانایی و بقیه‌ی موارد است.مثل:

Should, would, could, might, may, etc.

🌿افعال توصیفی برای بیان و توصیف احساسات، اعتقادات، افکار، موقعیت‌ها و وجود داشتن است.

 

افعال توصیفی بی‌شماری وجود دارند و بهترین راه برای آموزش آن‌‌ها مثال زدن است.

 

 

 ⭕افعال توصیفی برای توصیف افکار:

◽Believe- “I believe I will be a strong asset for your company.”

من به امتیازی مثبت و مقتدر برای شرکت شما تبدیل خواهم شد.

◽Suppose- “I suppose I could let you borrow my book for a couple days.”

فکر کنم که باید بهت اجازه می‌دادم تا کتابم را برای چند روز قرض بگیری.

◽Understand- “They understand everything the teacher is saying.”

آن‌ها هر چیزی که معلم می‌گوید را می‌فهمند.

◽Recognize- “We haven’t seen each other in ten years, but you still recognized me.”

ما ده‌ساله که همو ندیدیم اما همچنان منو شناختی.

◽Prefer- “She preferred to be called by her middle name.”

او ترجیح می‌دهد تا با اسم میانی‌اش صدایش کنند.

◽Realize- “I realized I was driving too fast when the policeman stopped me.”

فهمیدم سرعتم خیلی بالا بود که پلیس جلومو گرفت.

◽Remember- “I remember when we used to play in my backyard.”

زمانی را به یاد می‌آورم که عادت داشتیم در حیاط پشتی‌ما بازی کنیم.

◽Mean- “He didn’t mean to hurt your feeling.”

او قصد نداشت که به احساساتت صدمه بزند.

◽Imagine- “Can you imagine if we could go back in time?”

آیا می‌توانی سفر به گذشته را تصور کنی؟

◽Agree- “They agreed that the time had already run out.”

 آن‌ها پذیرفتند که زمان دیگر گذشته است.

◽Disagree- “The teacher disagreed with the student.”

معلم با دانش‌آموزانش مخالفت کرد.

◽Doubt- “I doubt you can pass the test without studying.”

شک دارم بتونین بدون درس خوندن امتحانتو قبول شی.

 

⭕افعال توصیفی برای بیان احساسات:

◽Hope- “I hope we don’t get a lot of homework.”

امیدوارم تکالیف زیادی نداشته باشیم.

◽Want- “She wants to live in a big house when she gets older.”

او می‌خواهد هنگامی‌که بزرگ شد در خانه‌ای بزرگ زندگی کند.

◽Wish- “He wishes the summer would never end.”

او آرزو می‌کند که تابستان تمام نشود.

◽Despise- “I despise the freezing weather in the winter time.”

من از سرمای زیاد زمستان منتفرم.

◽Hate- “They hated the movie because it was boring.”

آن‌ها از فیلم بدشان می‌آمد زیرا فیلم خسته‌کننده‌ای بود.

◽Dislike- “We really dislike the new principal because he has a cold personality.”

ما اصلاً از مدیر جدید خوشمون نمیاد چون‌که خیلی سرد و بی‌احساس است.

◽Like- “I like your t-shirt.”

تیشرتتو دوست دارم.

◽Love- “He loves to go visit grandpa on the weekend.”

او خیلی دوست دارد که آخر هفته‌ها به ملاقات پدربزرگ برود.

◽Appreciate- “She didn’t appreciate how much her parents did for her after she got older.”

او قدردان کارهایی که پدرومادرش برایش انجام داده‌اند نبود تا زمانی که خودش بزرگ شد.

 

⭕افعال توصیفی برای بیان موقعیت یا روابط:

◽Own- “I own a bicycle.”

من صاحب یک دوچرخه هستم.

◽Belong- “The motorcycle belongs to him.”

این موتور متعلق به او است.

◽Contain-“my bank account contains all my money.”

این حساب بانکی شامل تمام پول‌هایم است.

◽Have (in the context of owning) – “She only has twenty dollars in her pocket.”

او تنها ۲۰ دلار در جیبش دارد.

 

 

⭕افعال توصیفی برای بیان حواس:

◽Taste- “The soup taste was incredible.”

مزه‌ی سوپ فوق‌العاده بود.

◽See- “I see the purpose of this exercise.”

هدف از این ورزش را می‌فهمم.

◽Hear- “We hear you are an excellent cook.”

ما شنیدیم که تو آشپز خوبی هستی.

◽Smell- “I smell the aroma of bread every time I walk past the bakery.”

هرزمانی که از جلوی نانوایی عبور می‌کنم بوی نان را استشمام می‌کنم.

◽Feel- “I feel the warmth of the sun on my head.”

گرمای خورشید را روی سرم حس می‌کنم.

 

⭕بعضی افعال برحسب معانی خود در جایگاه توصیفی و پویا می‌آیند:

◾See- “I see what you mean.”(stative), “I am seeing the doctor tomorrow.”(Action)

می‌فهمم منظورت چیه- فردا باید دکتر را ملاقات کنم.

◾Taste- “The pizza taste delicious.”(stative), “The chef was tasting the pizza.”(action)

پیتزا خیلی خوشمزه بود- آشپز داشت پیتزا را تست می‌کرد.

◾Smell- “Your perfume smells great.”(stative), “I was smelling the flowers.”(action)

بوی عطرت خیلی خوبه- داشتم گل‌ها را بو می‌کردم.

◾Have- “She has three cars.”(stative), “She’s having lunch with Joe today.”(action)

او سه ماشین دارد.- او امروز با جو ناهار می‌خورد.

◾Think- “They think the coffee is good here.”(stative), “They are thinking about work.”(action)

آن‌ها فکر می‌کنند که قهوه‌ی اینجا خیلی خوب است- آن‌ها به کار فکر می‌کنند

◾Weigh- “I weight two hundred pounds.”(stative), “The butcher is weighing the meat.”(action)

من دویست پوند وزن‌دارم- قصاب گوشت را وزن کرد.

◾Admire- “We admire your bravery.”(stative), “We were admiring your paintings.”(action)

ما برای شجاعت تو احترام قائلیم-  ما نقاشی‌های شمارا تحسین می‌کردیم

◾Fit- “That dress fit you well.”(stative), “The tailor is fitting him for a new suit.”(action)

این لباس خیلی بهت میاد- خیاط کت‌وشلوار جدید او را پرو می‌کند.

 

 

 

استثناها:

اصولاً این افعال(توصیفی) به شکل استمراری(continuous) استفاده نمی‌شوند. اما بعضی از آن‌ها در بعضی مواقع به شکل استمراری استفاده می‌شوند البته در شرایطی که برای توصیف احساسات یا افکار موقتی باشد.

مثال:

“I am enjoying the movie.” Or “She imagining herself on a desert island.”

من از فیلم لذت می‌برم- او خود را در یک جزیره‌ای کویری تصور می‌کند.

در ادامه باید اضافه کنم که افعال توصیفی در فرم present perfect  و past perfect هم مورداستفاده قرار می‌گیرند.

“I have had this car for 2 years.”

این ماشین را به مدت دو سال داشتم.

“I have been to Europe three times.”

من سه بار اروپا رفتم.

“She had promised to keep in touch more often.”

او قول داد تا اغلب در ارتباط باشند.

“Before I started going to gym, I had not believed in exercising.”

قبل از اینکه من به باشگاه برم به ورزش اعتقادی نداشتم.

 

💕🤞